مدیریت شبکه – قسمت دوم

Network Management

مدیریت شبکه های ارتباطی: بخش دوم

سازمان بين‌المللي استانداردها موسوم به ISO مدلي را براي سيستم‌هاي مديريت شبكه پيشنهاد نموده كه به استانداردي جهت شناخت و مقايسه قابليت‌هاي آنها تبديل گرديده است. اين مدل توابع سيستم مديريت شبكه را در پنج حوزه قرار مي‌دهد كه به طور خلاصه با حروف اول آنها يعني FCAPS شناخته مي‌شوند.


Fault Manage

مديريت خطا: تشخيص، ثبت، توليد آلارم و در صورت امكان سعي در رفع خطاهاي شبكه برعهده اين بخش مي‌باشد. خطا مي‌تواند اثرات مخربي بر كاركرد شبكه داشته‌باشد و به همين دليل مديريت خطا مهمترين عنصر در مديريت شبكه محسوب مي‌گردد و اولين عنصري است كه در نرم‌افزارهاي مديريت شبكه گنجانده مي‌شود. هدف مديريت خطا تشخيص گزارش دهي‌، اعلام به کاربر و تا حد امکان رفع مشکلات شبکه براي حفظ اجراي موثر شبکه است. چون خطاها مي‌توانند موجب از کارافتادن يا افت غير قابل قبول شبکه شوند، مديريت خطا بيش از همه بطور وسيع در عناصر مديريت شبکه ايزو پياده‌سازي شده است. مديريت خطا ابتدا شامل تعيين نشانه‌ها و اثرات مشکل و سپس جدا کردن آن مي‌باشد، سپس مشکل حل شده و راه‌حل براي تمامي زيرسيستم‌هاي مهم آزمايش مي‌شود، نهايتاً تشخيص و تحليل مشکل ثبت مي‌شود.

  • اعلان هشدار و رخدادهای آنلاین
  • اعلان سوابق هشدار و رخدادهای

Configuration Manage

مديريت پيكربندي: هدف اين بخش، نظارت و گردآوري اطلاعات مرتبط با پيكربندي سيستم‌هاي شبكه در يك نقطه، جهت كنترل تاثير آنها بر عملكرد كلي شبكه مي‌باشد، براي مثال پيكربندي يك كامپيوتر شامل اطلاعاتي در مورد نوع سيستم‌عامل و اينترفيس‌هاي آن با شبكه، پروتكل ارتباطي و غيره مي‌باشد كه در پايگاه اطلاعات مديريت پيكر‌بندي، ذخيره مي‌گردند.

  • جستجو و کشف
  • توپولوژی
  • پیکربندی
  • ارائه سرویس
  • بررسی وضعیت موجود سخت افزار و نرم افزار
  • پیکربندی پشتیبان گیری
  • بروزرسانی نرم افزار

Accounting Manage

مديريت حسابرسي: هدف مديريت حسابرسي، اندازه‌گيري ميزان استفاده كاربران شبكه از منابع آن مي‌باشد، به اين ترتيب علاوه بر كنترل سطح دسترسي و استفاده از شبكه توسط كاربران، نوعي اعتدال ميان منابع و حجم استفاده از آنها پديد مي‌آيد كه به كمك مديريت كارآيي مي‌آيد. مديريت حسابرسي اطلاعات لازم براي محاسبه و صدور صورت حساب كاربران را فراهم مي‌نمايد. با توجه به امكانات اين بخش ادمين امكان مديريت موارد زير را دارد.

  • ميزان دانلود و آپلود
  • ميزان کلي دانلود يک کاربر
  • عدم محدوديت در ميزان پهناي باند
  • مدت زمان مجاز يک کاربر براي حضور در شبکه
  • اختصاص ساعات خاص براي استفاده از حساب کاربري
  • غيرفعال کردن موقت اکانت هاي کاربري
  • غيرفعال کردن شبکه براي کاربر خاص در صورت عدم استفاده

Performance Manage

مديريت كارآيي: اين گروه از توابع، اندازه‌گيري و نمايش پارامترهاي كارآيي شبكه همچون نرخ عبوري برونداد، زمان پاسخ‌دهي و نرخ بهره‌وري خطوط را برعهده دارند كه به تلاش براي حفظ اين پارامترهاي كيفي در سطح مطلوب منجر مي‌گردد. فرآيند مديريت كارآيي معمولاً در سه گام انجام مي‌گيرد. ابتدا جمع‌آوري اطلاعات مرتبط با كارآيي، سپس تحليل اين اطلاعات و در نهايت واكنش مناسب در صورت كاهش هر يك از پارامترهاي كيفي به كمتر از مقدارهاي آستانه كه پيشاپيش توسط مديريت شبكه تعريف گرديده‌اند. بسياري از سيستم‌هاي مديريت شبكه قابليت پيش‌بيني شرايط ناكارا را به كمك تكنيك‌هاي شبيه‌سازي دارند. به عبارت ديگر قادر خواهند بود تا پيش از وارد شدن شبكه به شرايط بحراني، اخطارهاي لازم را به گردانندگان آن بدهند.

Security Manage

مديريت امنيتي: وظيفه دارد دسترسي به منابع شبكه را كنترل نمايد و از دسترسي عوامل خارج از شبكه ممانعت به عمل‌آورد. به اين ترتيب امكان بهره‌گيري غير مجاز عمدي و يا سهوي از منابع شبكه وجود نخواهد داشت. مديريت امنيت مي‌تواند منابع يك بخش از شبكه را از ديد و استفاده كاربران ساير بخش‌ها، دور كند. البته براي دستيابي به اين هدف، شناسايي منابع حساس و ايجاد نوعي تناظر بين كاربران مجاز و اين منابع لازم مي‌باشد. مديريت امنيت همچنين سوابق كليه استفاده‌هاي نابجا از منابع شبكه را براي استفاده‌هاي بعدي مديران امنيتي شبكه، ثبت مي‌نمايد.




اصولاً با توجه به پيچيدگي و تنوع وظايف يك سيستم مديريت شبكه، رعايت مدل FCAPS، اين اطمينان را ايجاد مي‌كند كه كليه اصول پايه رعايت گرديده‌اند. به اين ترتيب مديريت خطا و كارايي اطلاعات لازم براي تشخيص عناصر و لينك‌هاي ناكارا و رفع معايب شبكه را فراهم مي‌كنند. مديريت پيكربندي، تاثير تغييراتي كه پرسنل شبكه در تنظيمات سيستم‌ها ايجاد كرده‌اند را نشان مي‌دهد تا نقش خطاهاي انساني در مشكلات شبكه مشخص‌شود كه معمولاً عامل اصلي ايجاد خطا در شبكه مي‌باشد، مديريت امنيتي نيز سابقه حملات به شبكه و عكس‌العمل در برابر آنها را براي استفاده‌هاي آتي ضبط مي‌كند.

پيچيدگي و تعدد وظايف سيستم مديريت شبكه باعث گرديده تا مطابق استاندارد شبكه‌هاي مديريت مخابراتي موسوم به TMN، آن‌ها را در چهار لايه جاي دهند كه بر روي يك لايه فيزيكي متشكل از تجهيزات شبكه، قرار دارند.


لايه عناصر

متشكل از عناصر مديريت شونده در سراسر شبكه مي‌باشد.

لايه مديريت عناصر

متشكل از واحدهاي نرم‌افزاري است كه هر يك قادر به مديريت گروه خاصي از عناصر شبكه مي‌باشند. هر واحد اين لايه به كمك نرم‌افزار كارگزار موجود در گروه تجهيزات مربوط به خود و پروتكل SNMP به گردآوري اطلاعات لازم راجع به عناصر آن گروه اقدام مي‌كند و البته داراي ديد كاملي از شبكه و همبندي بين عناصر آن نمي‌باشد.

لايه مديريت شبكه

اين لايه اطلاعات لازم راجع به عناصر شبكه را از طريق لايه مديريت عناصر به‌ دست مي‌آورد و با ايجاد يك تصوير يكدست از كليت شبكه، كنترل آن را به صورت يك موجوديت واحد در اختيار مي‌گيرد.

لايه مديريت سرويس

كنترل سطح كيفي خدماتي مانند شبكه‌هاي خصوصي مجازي (VPN) و تلفن اينترنتي بر عهده اين لايه است. فراهم‌كنندگان خدمات شبكه مجبور به عقد قراردادي با مشتريان خود موسوم به توافقنامه سطح خدمات ياSLA   مي‌باشند، كه در آن سطح كيفي خدمات مورد نياز و جريمه‌هاي متعلقه در صورت ناتواني فراهم كننده از ارائه اين سطوح مشخص مي‌گردد.

لايه مديريت خدمات

در عمل ابزاري براي گردانندگان شبكه جهت حفظ چارچوب و عمل به تعهدات SLA مي‌باشد.

لايه مديريت تجاري

در بالاترين لايه، مديريت تجاري قرار دارد كه موضوعاتي همچون روابط بين شبكه‌اي را به لحاظ موضوعات مالي و تجاري كنترل مي‌كند. اين لايه با ساختار كلي مديريت سازماني فراهم‌كننده و مشتريان بزرگ آن در ارتباط تنگاتنگ مي‌باشد و از برخي لحاظ ماهيت متفاوتي نسبت به ساير لايه ها دارد.



Comments:0

دیدگاهتان را بنویسید